اولین مرجع رمزگشایی نمادها و نشانه های گنج ها و اسرار نظامی
ایران سرزمین تاریخی و کهن باستانی
صفحه نخست       عضویت          ورود کاربران              تماس با ما            RSS
سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران
درباره وبلاگ



آمار کاربران
آرشيو وبلاگ
نظرسنجی
از کدام یک از مسائم مختلف زیاد استفاده می کنید؟

تصاویر نادر از آثار های بجامانده از پیامبران

 

عصای حضرت موسى علية السلام





تصویر قطعات چوبی از کشتی نوح پیامبر علية السلام

عمامه حضرت يوسف عليه السلام



مقبره  نوح پیامبر  علية السلام






قبر پیامبر عمران علية السلام






مقبره  أيوب پیامبر عليه السلام





تصویر قبر  يحى پیامبر  علية السلام در دمشق




مقبره هارون عليه السلام




تصویری مومیایی فرعون مصر




بقایای کشتی نوح




مقبره حضرت یونس در عراق




 اثار قوم ثمود



 اثار اصحاب الاخدود




مقبره  حضرت سليمان علية السلام




مقام سيدنا ابراهيم من الداخل

وتوضح الصور مكان قدمية محفورة في الصخر بامر الله سبحانة وتعالى





حضرت إبراهيم عليه السلام


من مخطوطات مكتبة الاسكندرية (صحائف موسى عليه السلام )





آرامگاه حضرت زكريا عليه السلام





آرامگاه نبي الله شيث عليه السلام




آرامگاه حضرت يحى علية السلام




محراب داوود علية السلام



صور محلب ناقة صالح عليه السلام




 



نوع مطلب : امور مربوط به علوم باستانی,
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

سنگ افراشته‌های مزارها در ایران

نگارنده چند سالی است که از قبرستان‌های قدیمی ایران بازدید می‌کنم و در این مدت سعی کرده‌ام چگونگی ساخت مقبره‌ها و نمادهای حک شده بر روی آن‌ها را از جنبه مردم‌شناسی بررسی کنم. اما آن‌چه در این نوشتار می‌آید مربوط می‌شود به بخشی از این قبرستان‌ها که مزارهایی به شکل سنگ‌افراشته دارند.

 

در بسیاری از نقاط ایران قبرستان‌هایی دیده می‌شوند که مزارهایشان دارای سنگ‌افراشته‌هایی است که در عین شباهت‌های نسبی، تفاوت‌هایی هم با هم دارند. در زیر به بررسی برخی از این قبرستان‌ها می‌پردازیم: 

قبرستان خالد نبی:
در استان گلستان، شهرستان کلاله و در نزدیکی زیارتگاه خالد نبی، قبرستانی در یک محوطه وسیع دیده می‌شود که برخی از مقبره‌های آن سنگ‌افراشته دارند. تاکنون تحقیق جامعی در رابطه با این قبرستان انجام نشده، با این حال تفسیرهای متفاوتی از شکل این سنگ‌افراشته‌ها ارائه شده است. یکی از حدس‌ها این است که این سنگ‌افراشته‌ها به شکل آلت تناسلی مردانه هستند و به گونه‌ای بیانگر اعتقاداتی هستند که در میان مردم آسیای میانه دیده می‌شود. بد نیست بدانیم که وجود برخی از باورهای شمنی در این منطقه قابل تشخیص است. به طور مثال در نزدیکی مقبره‌ی خالد نبی یک دیرک چوبی وجود دارد که ترکمن‌ها از آن بالا می‌روند و باورهایی نسبت به آن دارند. تقدس این دیرک در این مکان، یادآور تقدس دیرکی است که در خیمه‌ی مغول‌ها وجود دارد و همچنین یادآور دیرکی است که شمن‌ها از آن بالا می‌روند. مثال دیگر این است که زیارتگاه خالد نبی بر روی کوهی به نام “تانگری داغ” قرار گرفته و “تانگری” در زبان مغولی به معنای خدا و آسمان است. در واقع نام‌گذاری این کوه، این حدس را قوت می‌بخشد که روزگاری در این سرزمین آداب و باورهای شمنی و مغولی معمول بوده است.

 
 
قبرستان خالد نبی

 
دیرک چوبی در زبارتگاه خالد نبی

قبرستان‌های منطقه باخزر:
در منطقه «باخزر» قبرستان‌های متعددی در روستاها دیده می‌شوند که دارای سنگ افراشته هستند.
۱- روستای «جوذقان» در ۳۵ کیلومتری غرب تایباد و در کناره‌ی رود مرغزار واقع شده و سه قبرستان با مزارهای سنگ‌افراشته‌ای دارد که بر روی بسیاری از آن‌ها کتیبه‌ای حک شده است.
۲- روستای «سوران» در ۴۸ کیلومتری غرب تایباد و در کناره‌ی رود مرغزار است که بیش‌ترین و بلندترین سنگ‌افراشته‌های منطقه باخزر را در خود جای داده است.
۳- روستای «شیزن» در ۵۰ کیلومتری غرب تایباد نیز مزارهایی با سنگ‌افراشته دارد.
۴- روستای «فایندر» در حدود ۸ کیلومتری شمال غرب «خواف»  واقع شده است و مزارهایش سنگ‌افراشته دارند.
۵- در روستای «نشتیفان» که از توابع خواف و به خاطر «آسباد‌»هایش معروف است، سنگ‌افراشته را بر روی قبرها می‌بینیم.

 
قبرستان روستای نشتیفان

قبرستان‌های آذربایجان شرقی:
در شهر تبریز و در حدود شش کیلومتری باغ «ایل‌گلی» و در روستایی که نامش «پینه شلوار» است، قبرستانی وجود دارد که چند قبر با سنگ‌افراشته بدون کتیبه و شبیه به آن‌چه در خالد نبی وجود دارد در آن دیده می‌شود.
ظاهرا و بنا به آن‌چه آقای «رجبعلی لباف خانیکی» گزارش کرده‌اند، در روستاهای «سردرود» و «کیجان» در «اسکو»، قبرستان «شادبا» در «بستان آباد» و قبرستان اطراف «بقعه اسحاق» در «هریس» آذربایجان نیز مزارهایی با سنگ‌های افراشته وجود دارد.

قبرستان روستای «پینه‌شلوار» در نزدیکی باغ ایل‌گلی شهر تبریز

قبرستان روستای اُنار در شهرستان مشکین‌شهر:
روستای «اُنار» در نزدیکی «لاهرود» و از توابع مشکین‌شهر است. گورستان این روستا، چندین سنگ قبر دارد که به شکل سنگ‌های افراشته هستند و بر راس این سنگ‌ها، بخشی همانند کلاه قزلباش‌ها با ۱۲ ترک (شیار) دارد که احتمالا نماد شیعه ۱۲ امامی است.

 
قبرستان روستای اُنار
 

قبرستان‌های لرستان:
در استان لرستان هم قبرستان‌های بسیاری در روستاها دیده می‌شوند که دارای سنگ‌افراشته هستند. نام یکی از این روستاها، «ابوالوفا» و در نزدیکی «کوهدشت» واقع شده است. سنگ‌افراشته‌های این قبرستان چهار وجهی و هرمی شکل هستند و در هر وجه آن نوشته‌ها و نقوش بسیار زیبا و معناداری دیده می‌شوند.

 

 
قبرستان روستای ابوالوفا

قبرستان‌های کرمانشاه:
۱- در نزدیکی مرز میان استان ایلام و کرمانشاه، شهری به نام  «شاه‌بداغ» (توحید) وجود دارد که جزو استان کرمانشاه محسوب می‌شود و در آن یک قبرستان با ویژگی‌های قبرستان ابوالوفا و با سنگ‌های افراشته وجود دارد.
۲- در استان کرمانشاه و در مسیر «ریجاب» به «بابا یادگار» یک قبرستان در سمت راست جاده دیده می‌شود. در این قبرستان، سنگ‌های افراشته‌ی مقبره‌ها، چهار وجهی و در حدود دو متر هستند که آجرچینی و سنگ‌چینی شده‌اند. قبرهای این قبرستان، شبیه به میل «خسرو آباد» هستند که در بخش «کونانی» استان لرستان و در روستای خسرو‌آباد وجود دارد. این میل به نام‌های میل «خسروآ» و میل «سید صفربک» هم معروف است و بلندی آن بیش از ۶ متر است.

 
قبرستان شاه‌بداغ کرمانشاه

 
قبرستانی در ریجاب کرمانشاه

 
میل خسرو آباد

برخی از مقبره‌های عرفا و بزرگان:
مقبره عطار نیشابوری در نیشابور و شیخ احمد جام در تربت جام نیز سنگ‌افراشته دارند. بر روی این سنگ‌افراشته‌ها، کتیبه‌هایی نیز حک شده است. به نظر می‌رسد وجود سنگ افراشته بر روی مقبره بزرگان، یک رسم بوده است.

 
مقبره‌ی عطار نیشابوری

 
مقبره‌ی شیخ احمد جام

وجود سنگ‌افراشته‌ی مزارها در مناطق دیگر ایران:
به احتمال قرین به یقین در شهرها و استان ها دیگر ایران نیز مقبره‌هایی با سنگ‌افراشته هنوز هم وجود دارند که از آن‌ها در این نوشتار نامی به میان نیامده است. اما با وجود همین مناطقی که نام بردیم، می‌توانیم حدس‌هایی بزنیم و نتایجی بگیریم.

حدسیات و نتایج:
به نظر می‌رسد شکل و شمایل مقبره‌ها نه تنها با باورها و اعتقادات، بلکه با نوع معماری منطقه در ارتباط است و این موضوع فقط به مقبره‌هایی که سنگ‌افراشته دارند محدود نمی‌شود. به طور مثال در همان قبرستان «ابوالوفا» مقبره‌هایی دیده می‌شوند که معماری مقبره کوروش را تداعی می‌کنند.

 
برخی از قبرهای قبرستان ابوالوفا که شبیه مقبره‌ی کوروش هستند

معماری برج‌های آرامگاهی در ایران که اتفاقا بسیاری از آن‌ها در زمان ایلخانیان و جانشینان آن‌ها ساخته شده است، نمایانگر مقبره‌هایی هستند که در قبرستان خالد نبی دیده می‌شوند.

 
گنبد «عالی» یک برج آرامگاهی است: ابرقو

آقای «خانیکی» هم معتقد است که “در آذربایجان سنگ‌افراشته‌ها به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند که هر دو گروه از معماری الهام گرفته‌اند.”

موضوع دیگری که در این میان می‌توان به آن اشاره کرد و به صورت یک سوال مطرح کرد این است که “آیا دلیلی برای شباهت میان برخی از سنگ‌افراشته‌ها (مخصوصا آن‌هایی که در لرستان دیده می‌شوند) با آن‌چه که در میان بختیاری‌های «مسجد سلیمان» به «بَرد نشانده» مشهور است، وجود ندارد؟” یادآوری می‌کنیم که این «بَرد نشانده‌«ها در مکان‌های مقدس یافت شده‌اند و معمولا به دوران پارتی تعلق دارند.

 
بردنشانده: محل نگهداری موزه شهر شوش



نوع مطلب : همه چیز در مورد علائم ‘ اثار و خزانه,
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

نحوه درست کردن اشیاء مفرغی در قدیم الایام:

دوستان در این تاپیک میخاهیم راجع به نحوه ساختن و علمی که نیاکان و اجدادمان با آن اشیا مفرغی تزییناتی و اداوت و اسلحه های جنگی مثل شمشیر , گرز , سرنیزه , دستبند , دشنه و ...را می ساختند وقدمت آن به بیش از 2000 سال کهن بر می گردد  را برایتان آموزش بدهیم قبل از نحوه اموزش توجه شما را به تاریخچه مفرغ جلب می نمایم.

File:Bronze lorestan female figure.JPG

مِفرَغ یا برنز آلیاژی است از مس و قلع که با آن ابزارهای مختلف و مجسمه را تهیه می‌کنند. مفرغ قدیمی‌ترین آلیاژی است که انسان آن را تهیه کرده‌است، زیرا در معادن مس معمولاً فلز مس به طور طبیعی با قلع به صورت یک آلیاژ طبیعی وجود دارد به همین دلیل معمولاً نخستین ابزارهای مصنوعی فلزی که در قدیم توسط بشر ساخته شده غالباً از مفرغ است.

عصر مفرغ دومین قسمت از عصر فلزات است که پس از دوره مس قرار می‌گیرد. این تقسیم بندی به این جهت است که مصنوعات فلزی این دوره از زندگی بشر بیشتر ترکیبی از مس و قلع است بطوری که کاوشهای دیرین‌شناسی نشان داده ساکنان ایران از پنج هزار سال قبل از میلادمسیح نیز آلیاژ مفرغ را می‌شناخته‌اند و از آن برای ساختن مصنوعات فلزی خود استفاده می‌کرده‌اند و مصنوعات مفرغی نیز که در سایر نقاط دنیا ضمن حفاری‌ها به دست آمده قدیمی تر از این تاریخ نیست. بنابراین می‌توانیم شروع دوره مفرغ را از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح که شروع دوره آهن است بدانیم. همان طور که گفته شد مفرغ ترکیبی است از مس و قلع به رنگ‌های مختلف سرخ، سرخ کم رنگ و نارنجی، که زودتر از مس ذوب می‌شود و در مجسمه سازی و ساختن ادوات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

File:Britishmuseummasteranimalsbit.jpg

برای ساختن اشیاء مفرغی , اول یک نمونه مومی (از موم ) ساخته و تهیه می شد سپس دور و اطراف آن را با گل می پوشاندند تا قالب درست شود.سپس قالب گلی را حرارت می دادند تا سفت شود و هم موم داخل آن مذاب شده و بحالت آب مایع دربیاید , بعد مفرغ را داخل قالب می ریختند بعد از سرد شدن آلیاژ مفرغ وسایل و اشیاء به دست می آمد.

File:Mefragh Lorestan in paris.jpg

یکی از مناطق شاخص ایران در زمینه صنعت مفرغ، ناحیه لرستان است. لرستان در مرکز نوار غربی ایران و از مجموعه دره‌های تنگ و باریک و کوههای مرتفع تشکیل شده‌است. شواهد موجود اشاره به فلزکاری لرستان از هزاره چهارم پیش از میلاد دارد. مجموعه اشیای فلزی منسوب به لرستان از نیمه قرن گذشته توسط محققین و پژوهشگران مختلف بسیار مورد توجه قرار گرفته و زینت بخش اکثر موزه‌های بزرگ جهان می‌باشد. پژوهشگران، هنر مفرغ کاری لرستان را نتیجه کارهای ساده‌ای می‌دانند که بیان کننده چندین قرن انقلاب مادی ملتی کشاورز و جنگجو است. این هنر در هزاره چهارم قبل از میلاد به اوج خود رسید. اهمیت هنر مفرغ کاری لرستان، انتقال هنر و سنن اجدادی، انتقال مفاهیم و موضوعات مشترک مذهبی و بیان قانون مندی‌هایی است که برای همه اقوام سوارکار، جنگاور و کشاورز دنیای قدیم، به نحوی تحسین‌انگیز، دل‌نشین، پسندیده و ستودنی بوده‌است. اشیاء، وسایل و ابزار به جا مانده از هنرمندان خردمند زاگرس، بسیار و بی‌شمار است که از آنها می‌توان به جنگ‌افزارها شامل خنجر، شمشیر، گرز و... ساز و برگ سوارکاری، وسایل زینتی و انواع ظروف و وسایل پذیرایی مخصوص اشاره کرد.



نوع مطلب : همه چیز در مورد علائم ‘ اثار و خزانه,
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

جامعه یهودیان جهان از دولت امریکا خواستند نسخه های خطی، لوح ها و کتاب های قدیمی یهودی به امانت برده شده از گنجینه های بغداد را به یهودیان تحویل دهد. در میان این آثار بی نظیر تاریخی، قدیمی ترین تورات جهان با قدمت ۲۵۰۰ ساله دیده می شود.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، بر اساس توافق دولت امریکا با جامعه جهانی یهودیان، قرار است بیش از 2700 نسخه قدیمی از تورات و سایر کتب باستانی آئین یهود که وزارت خارجه امریکا به بهانه بازسازی و مطالعه، آنها را از عراق خارج کرده، در وقت مناسب، به یهودیان تحویل داده شود.
کتب قدیمی
در تاریخ 6 مه 2003 و در فاصله کمی از ورود ارتش امریکا به بغداد، گروهی از کارشناسان کتب خطی و باستانی با محافظت 16 تفنگدار آمریکایی وارد گنجینه کتاب های قدیمی واقع در سرداب ساختمانی که متعلق به استخبارات عراق بود، شدند و پس از شناسایی نسخه های مورد نظر خود، آنها را به امریکا منتقل کردند.

باقی کتاب ها نیز در آب رها شد.

کتب خطی آسیب دیده

در میان این کتب، تعدادی از نسخه های قدیمی و حیرت انگیزی از کتاب های خطی تورات، تلمود قباله یا بابلی، زوهار که بر روی پوششهای بردی و پوست آهو نگاشته شده، وجود داشت که قدمت آنها به بیش از 2500 سال قبل بر می گردد.
کتب خطی
این گنجینه ارزشمند در زمان صدام، در زیرزمین یکی از ساختمان هایی نگهداری می شد، اما بر اثر بمباران این مکان توسط جنگنده های آمریکایی، آب به آن رخنه کرد و بسیاری از کتاب های قدیمی آسیب دیدند، اما نسخه های بی نظیر و ارزشمندتر که در صندوق های خاص نگهداری می شدند، آسیب ندیده اند.

صندوق کتب یهودی


بخشی از این محموله ها تحت نظارت کارشناسان یهودی و بر اساس توافق وزارت امورخارجه امریکا به منظور "بازسازی، مطالعه و معرفی" با یک کشتی به امریکا برده شد و بخش دیگری نیز با هواپیمایی به واشنگتن دی.سی منتقل شد، که در میان راه توقفی در فرودگاه بن گورین تل آویو داشت.

آرشیو ملی امریکا 48 قطعه از این آثار را در نمایشگاهی عرضه و اعلام کرد که تاکنون سه میلیون دلار صرف بازسازی و مطالعه این آثار کرده است.

کتب خطی یهودیان در امریکا

بخشی از این نسخه ها، سر از کتابخانه کنگره در واشنگتن در آورد و بخش دیگری نیز در حراجی‌ها عرضه شد.

ضمن این که دولت اسرائیل نیز اعلام کرد 800 سند مربوط به یهودیان عراق را از دولت امریکا تحویل گرفته است.

آثار باقی مانده در گنجینه بغداد نیز از غارت در امان نماند و یک یهودی به نام مردخای بن پرات آنچنان بی مهابا به انتقال کتاب ها می پرداخت که نیروهای آمریکایی مانع از ادامه انتقال کتب شدند.

دولت امریکا متعهد به بازگرداندن گنجینه کتاب ها به عراق شده و باید در سال 2014 این کار را انجام دهد، اما یهودیان تلاش می کنند دولت اوباما را تحت فشار بگذارند تا مجبور شود گنجینه منتقل شده به امریکا را به آنها تحویل دهد.

یهودیان معتقدند که عراق از حضرت ابراهیم، بخشی از  سرزمین بنی اسرائیل به نام نینوا است و نبوکدنصر با خونریزی و به زور آنها را بیرون کرده است.

چارلز شومر، سناتور یهودی از وزارت امورخارجه امریکا خواست تمامی این کتب را به جامعه یهودیان تحویل دهد.
شومر گفت:  از آنجایی که این نمادهای باستانی از یهودیان به سرقت رفته، آنها به عراق تعلق ندارند و به همین دلیل، ایالات متحده نباید آنها را برگرداند.

وی افزود: این کتاب های مقدس از جامعه یهودیان عراق گرفته شده و به این ترتیب به دولت عراق تعلق ندارند، بلکه متعلق به هزاران نفر از یهودیان عراق، جامعه باستانی و حتی یهودیانی است که مجبور به ترک عراق شده اند.

شومر اضافه کرد: دولت عراق حق نداشته این اشیا را نگهداری کند و من اصرار دارم که وزارت خارجه اطمینان دهد که این کتاب ها و آثار ارزشمند در اختیار یهودیان سراسر جهان باقی می ماند.

وی تصریح کرد: جامعه یهودیان عراق، جمعیتی بزرگ، پر جنب و جوش و فعال و از قدیمی ترین جوامع یهودیان جهان بودند، اما متأسفانه، آنها به علت تبعیض و تهدید، مجبور به ترک این سرزمین شدند و ده ها هزار نفر از آنها اموال با ارزش خود، از جمله همین کتب مذهبی را ناخواسته بر جای گذاشتند.

شومر گفت: ما اطلاع داریم که برخی از این اشیا توسط صدام حسین در سال 1984 از یک کنیسه در بغداد کشف و ضبط شده است. همچنین بین سالهای 1950-1952 بیش از 130 هزار نفر از یهودیان در حالی عراق را ترک کردند که اجازه نداشتند بیش از یک چمدان به همراه داشته باشند.

وی از دولت امریکا خواست برای خارج کردن باقی اشیا به جا مانده در عراق نیز اقدام کند.

وی خطاب به جان کری گفت: من امروز نگرانی عمیق خود را بابت تصمیم به بازگرداندن بیش از 2700 قطعه اشیا متعلق به یهودیان به عراق در سال آینده اعلام می کنم.
این کتب ارزشمند متعلق به جامعه یهودی است و من از شما می خواهم که تمام توان خود را به کار گیرید تا اطمینان حاصل شود که این اشیا در اختیار یهودیان سراسر جهان باقی می ماند،  به ویژه؛ جامعه یهودیان عراقی مقیم امریکا.


برخی منابع خبر می دهند که دولت امریکا با این موضوع موافقت کرده، اما به علت تعطیلی موقت دولت و نیز پرهیز سران یهودی از اعتراض عراقی ها، تحویل گنجینه با وقفه مواجه شده است.



نوع مطلب : امور مربوط به علوم باستانی,
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

خط نبطي از خط مسند آمده كه خط حميريان بوده كه در يمن زندگي ميكردند و يمني ها خط خود را از آرامي ها گرفتند كه از خطوط متداول ايران در دوره هخامنشي و اشكاني بود . نام خطي كه از حيره به حجاز رفت مشخص نيست و مردم حيره زمان آل منذر خط خود را جزم ميگفتند كه جدا و قطع بود و خط مسند از خط حميري گرفته شده بود .

پس خط عربي در سرزمين ايران سرچشمه گرفته و در حجاز رايج شده است .

 

 

در ارتباط با سابقه خطوط بايد به خط هيروگليف مصري رجوع كرد . فينيقي ها تيره ايي از نژاد سامي بودند و با مصريان ارتباط تجاري داشتند آنان حروف را از مصريان آموختند و خطوط تصويري آنها را ساده تر كردند و در مكتوبات تجاري خود بكار بردند اين خط منشا خطوط اروپا گرديد .

از خطوط فينيقي خط آرامي با 22 حرف ساخته شد كه حتي بر مهرها و سكه هاي هخامنشي هم حك گرديد .

بنا به اعتقاد برخي خط عربي شعبه ايي از خط فينيقي است از خط فينيقي كه ريشه در خط هيروگليف دارد 4 خط ديگر ايجاد شد مانند :

1- خط يوناني قديم كه ريشه خطوط اروپا و خط قبطي است .

2- خط عبري قديم كه مورد استفاده يهوديان است .

3- خط مسند كه منشا خط حبشي بود و بصورت چهار گانه خط : ( صفوي – ثمودي – لحياني – سبايي – حميري ) است .

4- خط آرامي كه ريشه در 6 خط دارد شامل : ( فارسي باستان – هندي – عبري – تدمري – سرياني – نبطي ) است .

خط عبري بعدها به  دوبخش يعني كوفي و نسخ تقسيم شد كه خط كوفي آن از خط سرياني گرفته و بنام خط سطرنجيلي معروف است و ديگر خط نسخ حجازي يا ناقص است كه از نبطي گرفته شد .

 

ديگر منبع بررسي ريشه خط  مشهور به عربي رواياتی است كه در ارائه منشا خط عربي منقول است .

طبق روايات اصل اين خط به شهر انبار باز ميگردد .

در خبر اول انتقال این خط  از انبار به حيره واز آنجا به مهاجرين رسيد و در خبر بعدي خط عربي را از انبار دانسته اند كه به اهل كوفه رسيده است . 

خط عربي اوليه قبل از اسلام توسط ( حرب ابن اميه بن شمس ) وارد مكه شد و حرب در اثناي سفر خود خط را از چند نفر آموخت . بشر بن عبدالملك برادر اكيدر صاحب دومه الجندل و بشر از مردم كنده بود و با حرب ابن اميه وارد مكه شد و دختر او صهبا را بزني گرفت و خط را به جمعي از اهل مكه تعليم داد .

در مورد ورود خط به عربستان روايت است كه عبدالرحمن بن زياد بن انعم از پدر ش نقل ميكند كه از ابن عباس سئوال كردم : شما قريشي ها قبل از بعثت خط را از كه آموختيد ؟

گفت از : حرب بن اميه .

پرسيدم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از عبداله بن جدعان .

گفتم : او از كه آموخت ؟ . گفت : از اهل انبار .

گفتم : آنان از كه آموختند ؟ . گفت : از اهل حيره .

گفتم : اهل حيره چطور ؟ . گفت : از يمني ها كه بر قبيله كنده وارد شده بود .

گفتم : آنان چطور ؟ گفت : از خلفجان كاتب وحي حضرت هود .

حروف الفباي قديمي ترين خط عربي با نوشته هاي نبطي شباهت دارد كه شكسته نويسي بود و از خط نبطي اشتقاق يافته است .

خط مشهوربه  عربي ريشه در خط آرامي دارد و طرز تكوين آن با خطوط پالمير يا استرنجلو شباهت دارد .

 

 

 خطوط اسلامي

 

خطوط اسلامي شامل :

كوفي – ثلث – نسخ – توقيع – رقاع – محقق – ريحان – تعليق – ديواني – رقعه – نستعليق – شكسته نستعليق  است . خطوط فرعي و تفنني هم جزو خطها هستند .

 

پيدايش خط اسلامي :

 

منشا آن آغاز مشخصي ندارد و تكامل خط در ابتدا تدريجي بود و تشخيص و ريشه يابي آن بر اساس بررسي جزئيات در اشكال و صور حروف هر خط امكان دارد .

 انواع و اقسام خطوط اسلامي ريشه در دو خط كوفي و نسخ ناقص دارد . تكامل خطوط در طي 6 دوره متفاوت صورت پذيرفت كه شامل :

1- تطور ابتدايي : خط در اين دوره كوفي ساده است كه در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود و ضوابط نداشت و خواندن آن مشكل بود و بيشتر قرآنهاي سده اول اسلامي با اين خط نوشته ميشد كه تمام سطح بود و دور نداشت .

بعدها به دليل انتشار دين اسلام در تمام بلاد تازه مسلمان و به جهت ممانعت از تحريف قرآن يكي از شاگردان ایرانی الاصل  امام علي ( ع ) بنام ابوالاسود دوئلي در سال 69 ه.ق نقطه را ابداع كرد و مشكل خواندن قرآن را تاحدودي رفع نمود . بعدها در نقطه گذاري حروف در اواخر بني اميه در زمان عبدالملك توسط نصر بن عاصم و يحيي ابن يعمر اهوازي صورت گرفت و از نقاط قرمز رنگ در بالاي حروف وظيفه اعراب گذاري صورت پذيرفت تا اينكه در نهايت حركات و ضوابط نزديك بشكل امروزي بدست خليل بن احمد فراهيدي در سال 170 ه.ق وضع شد .

2- تطور عظيم : خاندان بني عباس و بني اميه در رواج خط كوفي بسيار كوشيدند به نحوي كه دوره عظيم خط در زمان خلافت آنان صورت گرفت كه دو دوره داشت يكي قبل از مامون كه دوره تحول و اختراع اقلام بود و ديگري در دوره خلافت مامون بود كه با دسته بندي اقلام و انتخاب اقلام همراه بود . اين اقلام شامل :

قلم جليل : سجلات – ديباج – طومار كبير – ثلثين صغير ثقيل – زنبور – موامرات حرم عهود – قصص – اجوبه – نصف ثقيل – ثلث كبير .

3- تطور سوم : اين دوره مصادف با زمان ابوعلی محمد ابن مقله بيضاوي شيرازي وزيرایرانی  دربار عباسي در سال 328 ه.ق و برادرش بود . كار ابن مقله پايان دادن به بي سروساماني اقلام و پيش گيري از هرج ومرج در خط و انتخاب 14 نوع خط و اصلاح خطوط و ايجاد قاعده و سطح ودور است . او ابعاد حروف را هندسي نمود و 12 قاعده در خوشنويسي ايجاد كرد شامل :

 

( تركيب – كرسي – نسبت – ضعف – قوت – سطح – دور – صعود مجازي – نزول مجازي – اصول – صفا – شان ) .

ابن مقله از خطوط كوفي 6 خط متفاوت ايجاد كرد كه بنام اقلام سته معروف است که طبقه بندی آن  مانند خطوط 7 گانه قبل از رواج دین اسلام در ایران میباشد .

 

4 – تطور چهارم : بدست ابوالحسن علي بن هلال مشهور به ابن بواب ( 413 ) در عهد القادر باله عباسي و بهالدوله ديلمي بود . ابن بواب شاگرد دختر ابن مقله بود و كارش تكميل عده اقلام انتخابي ابن مقله براساس قواعد هندسي أن است كه در نهايت قلم ريحان پديد أمد .

 

5 – تطور پنجم : دوره تعديل خطوط و تثبيت اقلام سته ابن بواب توسط ياقوت مستعصمي در سال 698 ه.ق است . وي اقلام سته را تثبيت و تكميل كرد . از شاگردان ياقوت :

يوسف مشهدي – احمد سهروردي – نصراله طبيب – ارغون كاملي – سيد حيدر گنده نويس – مباركشاه بن قطب تبريزي .

 

6 -تطور ششم :  اين دوره زمان پيدايش 3 خط جديد است كه در فاصله سه قرن در ايران ابداع شد و از قرن 6و7 ه.ق شروع و در قرون 8و9 پخته و در قرون 10 و 11 ه.ق كامل گرديد . اين سه خط شامل : تعليق – نستعليق – شكسته نستعليق است .

از كاتبان أن : خواجه تاج سلماني اصفهاني – خواجه اختيار منشي گنابادي – ميرعلي تبريزي – جعفر بايسنقري – سلطانعلي مشهدي – ميرعلي هروي – مالك ديلمي – ميرحسين تبريزي – باباشاه اصفهاني – ميرعماد حسني سيفي قزويني .

 

شناسايي انواع خطوط اسلامي :

 1- خط كوفي : در قرن اول اسلامي بصورت ساده بود كه به رسم الخط مكي ومدني و كوفي نوشته ميشد . در اواخر بني اميه و اول بني عباس از عربستان خارج شد و در طول 3 قرن به انواع مختلف در آمد . در زمان عباسيان ( 132-656 ) خط كوفي به رتبه بالا رسيد و 50 نوع از آن بوجود آمد . معروفترين آن ( كوفي محرر – مشجر – مربع – مدور – متداخل ) است اين خط تا قرن 7 و8 ه.ق معمول بود و بيشتر در كتيبه ها و سر سوره هاي قرآن و عناوين كتب بكار ميرفت و در قرن 11 ه.ق بكلي فراموش شد . خط كوفي به دو دسته مشرقي و مغربي تقسيم شده است .

كوفي مغربي مانند : قيرواني ( اندلسي – قرطبي – فاسي ) – تونسي – جزايري – سوداني است .

كوفي مغربي ريشه در خطوط كوفي قديم دارد و كهن ترين خط مغرب زمين است كه به سال 300 ه.ق ميرسد و بخط قيرواني معروف است . بعد از انتقال پايتخت از قيروان به اندلس بنام خط اندلسي يا قرطبي مرسوم ومعروف شد .

خط تونسي را چاشني خط نسخ ميدانستند و مشابه خط مشرقي است .

خط كوفي مشرقي با سه شيوه متفاوت بكار رفت يكي با شيوه اصيل عربي بود كه شامل خط مكي و مدني است – خط كوفي – بصري – شامي – مصري .

شيوه دوم شيوه ايراني است و شيوه سوم مختلط ميباشد .

خط كوفي مشرقي در مصحف نويسي – كتيبه مساجد – كاشي كاري – ظروف فلزي – سنگي بكار ميرفت .

انواع خط كوفي :

1- كوفي ساده ( محرر ) : در قرآن ودر كتيبه هاي قرن 1 ه.ق بكار رفت و كتيبه مسجد ابن طولون در قاهره به اين خط است . از شيوه كوفي ساده ايراني اكثر قرآنهايي كه در ايران نوشته شده است را ميتوان نام برد .

2- كوفي تزئيني : در اين نوع بر خلاف ساده كه با اصول معيني نوشته ميشد فقط حروف الفبا رعايت ميشود و اكثر سخت و پيچيده است و در آن تصرف و ابداع شده و براي ايجاد نظم و ترتيب و ايجاد قرينه سازي زمينه متن را با نقاشي و شاخه و برگ و تزئين هندسي پر ميكنند كه حروف در آن پنهان شود . انواع آن شامل :

مشجر – مورق – مزهر – مظفر – معشق – موشح است . منشعب و ريحاني نوع ديگر خط كوفي تزئيني است .

3 – كوفي بنايي ( معقلي ) : منحصر به بنا با زمينه مربع – مستطيل – متداخل است كه با طرح هندسي از تيموري و صفوي بكار رفت و به صورت آسان – متوسط – مشكل ميباشد .

2-خط ثلث  :از خطوط ابداعي ابن مقله است كه ريشه در خط كوفي دارد و بنام ام خطوط معروف است . خاندان بني عباس در زمان مامون در رواج آن بسيار كوشيدند و ايرانيان اهل فن بودند . جزو خطوط محكم ومستدير است و براي نوشتن كتيبه ها – سرلوح – عناوين بكار ميرفت . وجه تسميه آن مختلف است برخي گويند چون در ابتدا به ورقي به قطع ثلث كتابت شد به اين نام معروفيت يافت و برخي گويند چون سطح و دور آن شش دانگ است يعني يك سوم آن را ثلث گويند . اين خط به خط نسخ شبيه است با اين تفاوت كه در ثلث حروف تشعير دارد يعني انجامه هاي آن در حروف تند وتيز است و هم دور و خميدگي حروف آن بيشتر از خط نسخ است .

3- خط نسخ : در كتيبه هاي قبل از اسلام نوعي ازنسخ رواج داشت . در آغاز اسلام تا نيمه هاي قرن 1 براي كتابت نامه ها بكار ميرفت و همزمان با كوفي تا قرن 3و4 بصورت ناقص رواج داشت . خط نسخ ناقص بنام نسخ حجازي معروف بود و دوران ترقي آن از اواخر قرن 3و4 است خطي يكنواخت كامل معتدل منظم و روشن است . اين خط 2 قسمت دور و 4 قسمت سطح است اختراع آن را به ابن مقله در قرن 4 ه.ق نسبت ميدهند . انواع خط نسخ بنامهاي زير معروفيت دارد :

نسخ تركستاني – تركي – تعليق – شرقي – نيريزي .

نسخ در قرن 12 ه.ق توسط احمد نيريزي از ثلث به نسخ كاملا تمايز يافت و بنام نسخ ايراني معروفيت يافت .

4- خط توقيع : ريشه در خط ثلث دارد و با دو شيوه متداخل در ممالك عربي رواج يافت كه شامل خط اجازه و ديگري از قطعات خط استادان ايجاد شد اين خط را با اين نام خوانند زيرا خلفا و وزرا بر پشت كتب ونامه با اين خط مينوشتند . توقيع در لغت به معناي دستخط و امضا است و در عرف خطاطان خطي است كه ريشه در خط ثلث خفيف دارد كه دور وسطح آن همسان وبرابر است . شيوه مشهور وكهن آن همان توقيع مطلق است كه در كتابت به اندازه ثلث است . اين شيوه را برادر ابراهيم سنجري بنام يوسف اختراع كرد و فضل بن هارون ذوالرياستين پسنديد و دستور داد تا مكاتبات ديواني را با آن كتابت كنند و به آن رياسي ميگفتند . شيوه آن با ثلث هماهنگ است اما دگرگوني هايي با ثلث دارد يعني قلم توقيع مدورتر است اما قط قلم ثلث تحريف دارد . در توقيع حروف گردتر و گودتر از حروف ثلث است . شيوه ايي از اين خط در سده 9 در كتابت مجوزهاي فرهنگي و اجازه نامه هاي معمول در نظام خوشنويسي رواج يافت كه بنام خط اجازه معروف بود . خط اجازه هياتي نازك و ظريف دارد و حروف در آن دور بيشتري دارد تا در توقيع مطلق .

5- خط محقق: از باب حقق – تحقيق مي آيد بمعني استوار ومحكم است . خطي شكوهمند وزين و درشت است با فواصل منظم و معين و بدون تداخل  است . خطي است كه حروف آن در هيات مفرد و مركب كامل صحيح و تمام باشد . يك چهارم آن دور و بقيه سطح است در عهد بني عباس در عراق وراقان با آن مينوشتند كه به آن عراقي يا وراقي مي گفتند . خط رقاع نقطه مقابل خط ديواني است محقق از ثلث آمده يعني يك نقطه بر ثلث افزوده و سطح آن را بيشتر كرده است اين خط بيشتر شبيه كوفي ساده است در خط محقق هيچ حرفي با حروف ديگر اشتباه نميشود چون حروف به صورت ثابت است

6- خط رقاع : خطي مانند ثلث و توقيع است . قلمي است كه رقعه هايي بر برگهاي كوچك در مكاتبات لطيف و داستان ها و حكايات مينوشتند . اين قلم در دور مايل تر و زبانه قلم در تراش كوتاهتر از توقيع است . حروف رقاع ريزتر و لطيف تر است آيات قرآن و كتب و تاريخ و نام كاتب را با خط رقاع مينوشتند پس از رواج خط اجازه در تركيه اين خط متروك شد . در لغت بمعناي رقعه است بمعني پاره ها و گونه ايي خط است كه با آن مكاتبات ديواني و قصه هارا بر روي رقعه كتابت ميكردند و حروف و صور آن به ثلث و توقيع شباهت دارد به نسبت با توقيع , رقاع دور بيشتري دارد .

7- خط ريحان : پس از محقق آمده و از آن جدا شد . ريحان بمعني ناز بو و گياه خوشبو است . بسيار ظريف و لطيف است و شكل كوچك محقق است . نوشتن حروف ريحان مانند محقق است جز اينكه در ريحان نازك است و محقق و ريحان هر دو شبيه ثلث اند .  ( الف ) در محقق راست و كلفت و در ريحان راست و باريك است . در قرن 10 و 11 ه.ق خطوط محقق و ريحان در نوشتن مصحف و ديوان بكار ميرفت . اين خط منسوب به ريحاني متوفاي 219 ه.ق يا ابن مقله است . يك قسمت و نيم دور دارد و 4 قسمت و نيم سطح است .

8- خط تعليق : از توقيع و رقاع و نسخ ايراني است . نوعي خط تحريري است كه با دخالت خط پهلوي و اوستايي وضع شد از قرن 5و6 ه.ق شروع و در قرن 7 ه.ق بصورت تعليق در آمد و در قرن 8 ه.ق رواج يافت . در قرن 7و8 ه.ق بدليل تند نويسي در كتابت درباري و ديوان بكار رفت و بصورت شكسته در آمد . خط ديواني نوعي از خط تعليق است كه براي كتابت انعامات ملكي و امور نوشتاري ديواني جلي در اواخر قرن 10 ه.ق ايجاد شد و در كتابت بزرگ و مهم و رسمي مورد استفاده بود و بعدها كه در تركيه خط لاتين آمد اين خط متروك شد . خط ديواني در ايران كاربرد نداشت . تعليق تا قرن 10 در ايران رايج بود و در قرن 13 كمتر شد و در نوشتن احكام و فرامين بكار رفت تعليق در لغت بمعني در آميختگي و در عرف خطاطان خطي است كه بين رقاع و توقيع آويخته و معلق است . دور آن 5 دانگ و سطح آن 1 دانگ است اين خط ريشه خط نستعليق است و پيچ و تاب مفردات و طريقه چسباندن حروف جدا در آن زياد است  . در تاريخ پيدايش آن آمده كه اول حسن بن حسين علي فارسي كاتب عهد عمادالدوله ( 320 –338 ) رسالات ديواني خود را به تعليق مينوشت اين خط ابتدا بصورت ساده بود و در سده 9 ه.ق خواجه تاج سلماني آن را اصلاح كرد و بيشتر مكاتبات تيموري با آن كتابت ميشد به اين علت واضع آن را تاج سلماني ميدانند .

9- خط نستعليق : پس از تعليق به فاصله يك قرن در قرن 8 ه.ق توسط ايرانيان اختراع شد و از تركيب نسخ و تعليق بوجود آمد و به عروس خطوط اسلامي معروف است . اين خط توسط مير علي تبريزي در قرن 8 ه.ق وضع شد و انواع آن شامل : نستعليق انيسي – تحريري – تركي – هندي است .

10-  خط شكسته نستعليق : نستعليق بدليل تند نويسي در قرن 12 ه.ق بصورت شكسته در آمد . اوج آن در قرن 12 و 13 ه.ق با ظهور خوشنويساني همچون مرتضي قليخان شاملو – شفيعا – درويش عبدالمجيد طالقاني – سيد گلستانه بود . در قرن 13 ه.ق خط شكسته تداوم يافت و توسط قائم مقام فراهاني و امير نظام گروسي در اين خط تصرفاتي پديد آمد و ساده شد .

11-  از ديگر خطوط اسلامي ميتوان از خطوط زير نام برد : خط طغري – شبه طغري – مثني – معما – متفرقه – تفنني – قطعات جامع – فانتزي – گرافيكي -خط سياه مشق -خط آيينه -خط اجازه -خط اصفهاني -خط اوهل -خط بابري -خط باژگونه -خط بريده قطاعي -خط بهاري -خط بيضاوي -خط تحصيلي -خط تنزيل -خط توامان -خط چپ -خط چشم موري -خط چليپا -خط حروف التاج -خط حسن -خط حميري -خط دشتي -خط ديواني. -خط رمل-خط روان -خط رياسي -خط ريحان. -خط سايه دار -خط سنبلي -خط سياق. -خط شجري -خط شعله -خط شفيعا -خط طاووسي -خط عرايض -خط غزلاني -خط غير تحصيلي -خط قصص -خط قيرواني -خط لرزه -خط متبع -خط مخترع : -خط مرسل -خط مزور -خط مستدير -خط مسلسل -خط مسند - خط مشكل -خط مصنوع : -خط معما -خط مغربي -خط مناشير -خط منسوب : -خط موامرات -خط ناخني -خط نشسته : -خط هلالي-. خط ياقوت



نوع مطلب : همه چیز در مورد علائم ‘ اثار و خزانه,
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

اوستانه اولین جادوگر و کیمیاگر دوره باستان:

اوشتانه یا اوستَن، یک کیمیاگر و فیلسوف مغ ایرانی در زمان هخامنشیان بود.] او که یکی از کیمیاگران سلسلهٔ مغان زرتشت به شمار می‌رفت، در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان او را همراهی کرد و در آنجا به آموزش کیمیاگری و جادوگری پرداخت و چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی، بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث، امپدکلس[، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند.

 وی همچنین در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را بر عهده داشت از وی به عنوان نخستین نویسنده در جادوگری یاد می‌شود و همواره به عنوان یکی از اصلی‌ترین مراجع کیمیاگری مطرح بوده‌است و آثار بسیاری به او نسبت داده می‌شده‌است.[ مردم باستان کاوش سنگ جادو (سنگی که دارندهٔ آن می‌توانست با بهره‌وری از آن فلزات را به زر تبدیل کند و با دستیابی به انوشگی عمری دراز داشته باشد، در انگلیسی: philospher's stone) را از او می‌دانستند. با این حال به دلیل ضعف و عدم هماهنگی منابع به‌جامانده دربارهٔ شخصیتی با این نام، برخی مراجع وی را شخصیتی افسانه‌ای دانسته‌اند و یا به وجود چندین فرد گوناگون با این نام اعتقاد دارند.

 

بلوس مندس:

بلوس مندس(سدهٔ ۴ پیش از میلاد می‌گوید که چگونه از اوستن مغ دانش فرا گرفت. او ماجرای کشف متون حکمیمانهٔ باستانی را اینگونه بازگو می‌کند (مکانی که منجر به کشف لوح زمرد کیمیایی شد:

«هنگامی که ما در معبد بودیم، یک ستون کوچک اتفاقی شکست، که ما توجهمان جلب شد که درونش خالی بود. اما اوستن آشکار کرد که در درون آن کتاب‌های باستانی گران‌بهایی حفظ شده و آن‌ها را با شکوه خاصی به همه‌گان نشان داد. با خم‌کردن ما برای نگاه به درون، از اینکه دیدیم چیزی را جا انداخته بودیم غافلگیر شدیم، چراکه در آنجا به این سخن بسیار ارزشمند [منسوب به اوستن] پی بردیم: «طبیعت در طبیعت افسون می‌شود، طبیعت بر طبیعت فاتح می‌شود، طبیعت بر طبیعت چیره می‌شود».

 

پلینی تعریف اوستن از جادو را نیز بیان می‌کند: «آنچنان که اوستن گفت، انواع گوناگونی از آن وجود دارد، او ادعای غیب‌گویی از آب، ارواح، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، حوض‌ها و تیشه‌ها، و یا بسیاری از دیگر روش‌ها، و همچنین صحبت با ارواح و درگذشتگان را دارد.»[به گفتهٔ پلینی معرفی «مهارت عفریتی» توسط اوستن به یونانیان نه تنها «هوسی»[ در آن‌ها برای جادو برانگیخت، بلکه یک «دیوانگی» محض در آن‌ها به وجود آورد، تا جایی که بسیاری از فیلسوفانشان همچون فیثاغورث، امپدکلس[]، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند همچنین اوستن در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را نیز بر عهده داشت

پس می بینید که ایرانیان باستان مروج و خالق علوم مختلف و فرهنگ های قبل از اروپا - یونان و ...بودند.

فیلوی بیبلوس:

از جملهٔ آثار منسوب به اوستن، اکتاتک[ -به معنای نوشته‌ای در هشت کتاب- بود که فیلویِ بیبلوس[، در یک یا بیش از یک نسل پس از پلینی بدان اشاره کرده‌است. او می‌گوید که این کتاب آموزش می‌دهد که خدا یک قوش‌سر (نوعی عفریت رایج در گوهرهای جادوگری) با تمام فضایل فلسفی یونان بوده‌است.[

در دیگر منابع[

از اواخر سدهٔ یکم میلادی به بعد، از اوستن به عنوان مرجعی برای احضار روح و دیگر گونه‌های غیب‌گویی، اختربینی، ساخت طلسم‌شکن، و اسامی رمزی و ویژگی‌های جادویی گیاهان و سنگ‌ها یاد می‌شد پلینی به اوستن و اقسام مختلف جادو از نظر او اینگونه اشاره می‌کند: غیب‌گویی از آب، هوا، ستاره‌ها، چراغ‌ها، و دیگر ابزار، بعلاوهٔ ارتباط با مردگان (احضار روح)، استفاده از بدن انسان و مواد گوناگون حیوانی و داروها.[

شهرت او تا بدان‌جا فراگیر شد که در اواخر سدهٔ ۴ میلادی «او به یکی از مراجع بزرگ کیمیاگری تبدیل شده بود» و «بیش‌تر مکتوبات کیمیاگری سده‌های میانه تحت نام او در گردش بود».

مرجعیت او در متون کیمیاگریعربی و پارسی هم ادامه یافت. برای نمونه می‌توان به رساله‌ای عربی تحت عنوان «کتاب الفصول الاثنی عشر فی علم الحجر المکرم» (کتاب دوازده فصلی در پیرامون سنگ مکرم) اشاره کرد.[



نوع مطلب : امور مربوط به علوم باستانی,
برچسب ها : اوستن هامنشی, جادوگری کیمیاگری باستان هخامنشی اسکندر, حجر مکرم,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

 



نوع مطلب : امور مربوط به علوم باستانی,
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

گول این پیامک را نخورید!

 

«ما عشایریم، مقداری جنس پیدا کردیم، شماره‌ی شما رو استخاره کردم، پیام برات نوشتم، اعتماد کردم به قرآن، اگر می‌تونی این وسایل را برامان بفروش، نصف شما، نصف ما، قرآن وکیل راسته، کاری از دستت برمیاد جواب بده.»

این، متن یک پیامک است که این روزها از چند شماره‌ی همراه اول و ایرانسل که کد آن‌ها بیشتر مربوط به مناطق شمال غربی کشور است، به شماره‌های رُند همراه اول فرستاده می‌شود. آن‌گونه که این پیامک نشان می‌دهد، فردی ساده اقدام به نوشتن این متن کرده است، در حالی که احتمال‌های دیگر را نیز نباید از ذهن دور داشت. احتمالاتی به حقیقت نزدیک‌تر، مانند پشت پرده‌هایی که به قاچاقچیان آثار تاریخی می‌رسد.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از مدتی پیش، به نام پیدا کردن آثار عتیقه توسط قشر محدودی از مردم، چنین پیامک‌هایی به تعدادی شماره فرستاده می‌شود تا از یک‌سو، فروشنده شناسایی نشود و از سوی دیگر، انگ قاچاقچی به این افراد خورده شود.

«سلام برادر من سیدرسول هستم، راننده تراکتور. داشتم زمین شخم می‌زدم، مقداری سکه با مجستمه پیدا شود، استخار گرفتم، به اباالفظل شمار شما خوب آمد، پیام دادم کمک کنی، بفروشی، اباالفظلی هرچه بردن، نصم نصم، تو را به فاطمه زهرا کمک کن، به کسی نگو، اگر پلیسی بگو».

ولی آیا این همه‌ی ماجراست، آن هم برای دامی که به‌تازگی با هدف کلاهبرداری از ساده‌لوحانی که دوست دارند یک‌شبه پولدار شوند، پهن شده است؟ کارشناسان آثار تاریخی - فرهنگی در این زمینه اعتقاد دیگری دارند.

محمدحسن قراخانی بهار در این‌باره به خبرنگار ایسنا توضیح داد: این پیامک، نمونه‌ای از صدها پیامکی است که توسط افرادی که به خود اجازه می‌دهند مردم ناآگاه را طعمه قرار دهند، با هدف کلاهبرداری از شماره‌های ناشناس به شماره‌های مختلف و بیشتر رُند فرستاده می‌شوند. در این شرایط، کسانی که به داشتن آثار تاریخی علاقه‌مندند، به خریدن آن‌ها تمایل پیدا می‌کنند و این اول ماجراست.

این کارشناس آثار تاریخی - فرهنگی ادامه داد: افرادی که این کار را انجام می‌دهند، معمولا یک شخص روستایی و ساده‌لوح را برای صحبت با خریدار جلو می‌فرستند و آثار تقلبی را به نام اثر اصلی جا می‌زنند و متأسفانه برخی افراد نیز به‌راحتی گول می‌خورند. در این شرایط، پس از اطلاع از کلاهبرداری، قربانی هیچ نشانه‌ای از طمع‌کار اصلی ندارد و میلیون‌ها تومان پول خود را به‌راحتی از دست می‌دهد.

او با بیان این‌که در حال حاضر در مناطقی مانند الیگودرز، درود و ازنا که عشایر بیشتر تردد دارند، قاچاقچیان فعالیت بیشتری می‌کنند، گفت: در این مناطق، کارگاه ضرب آثار تاریخی و مولاژ آن‌ها، زیاد وجود دارد؛ اما قاچاقچیان به خریدار می‌گویند زمین را شخم زدیم و این آثار را پیدا کردیم. این صحیح نیست و کلاهبرداران آثار تقلبی را به جای اصلی معرفی می‌کنند.

قراخانی بهار افزود: اگر با اداره‌ی آگاهی تماس بگیرید، متوجه می‌شوید که ده‌ها پرونده‌ی کلاهبرداری در این زمینه در حال بررسی است. امیدوارم افراد دیگر، گول این پیامک‌ها را نخورند.

او با تأکید بر لزوم توجه و آموزش بیشتر شورای فرهنگ عمومی به مردم در این زمینه، ادامه داد: تا کنون سازمان میراث فرهنگی یک دستگاه مضمحل بوده است و هیچ امیدی به آن نداشتیم. امیدواریم مدیریت جدید، نگاه جدیدی به این حوزه وارد کند، هرچند تا کنون نگاهی تازه بر مبنای واقعیت وارد شده است که جای امیدواری دارد.

به گزارش ایسنا، فائق توحیدی نیز در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت:‌ برخی افراد یکسری اشیای بدلی را با کهنه‌نمایی به افراد ساده‌لوح می‌فروشند و از آن‌ها پول‌های کلان می‌گیرند، در حالی که خریدن آثار تاریخی از این طریق، کلاهبرداری است.

این کارشناس اموال فرهنگی و تاریخی با اعتقاد به این‌که سازمان میراث فرهنگی به‌تنهایی نمی‌تواند این مسأله را برطرف کند، اظهار کرد: اکنون قانونی در حال تصویب است تا افرادی که اقدام به خرید و فروش اشیای بدلی می‌کنند، دو برابر قیمت اصلی شیء جریمه بپردازند.

وی با اشاره به مجازات‌هایی مانند زندان که در گذشته برای قاچاقچیان آثار تاریخی در نظر گرفته می‌شد، ادامه داد: قاچاقچیان، زندان را استراحتگاه خود می‌دانستند. به همین دلیل، ترسی از گرفتار شدن نداشتند؛ ولی حالا با پرداخت جریمه‌ی نقدی، وضعیت متفاوت شده است.

او همچنین ساخت برخی فیلم‌ها را که به‌تازگی در شبکه‌ی نمایش خانگی به فروش می‌رسند، یکی از عواملی دانست که در فعالیت بیشتر قاچاقچیان آثار تاریخی موثر است و افزود: این فیلم‌ها به مردم آموزش می‌دهند که چگونه چنین فعالیت‌هایی را انجام دهند



نوع مطلب : همه چیز در مورد علائم ‘ اثار و خزانه,
برچسب ها : اخاذی گنج یابی پیامک گنج یابی, ازنا الیگودرز اطلاعات میراث فرهنگی اخاذی عتیقه جات,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

مقدمه

برخی معتقدند که نقش فروهر نقشی از خداست و خیلی هم معتقدند که نقشی از فرشته و... است ، که همه به کلی غلط اند! چون ایرانیان از آنجایی که از همان ابتدا یکتا پرست بوده اند و مایه افتخار همه ایرانیان است که برخلاف تمامی تمدن های هم عصر خود یکتاپرست بوده اند و بنابراین از آن جایی یکتاپرستان معتقدند هرگونه تصویری از خدا ، برابر با کفر است ، پس فروهر نقش خدا و یا نقشی همانند او ، نیست.

 

معنای واقعی فروهر

چهره فروهر یک پیرمرد سرد و گرم چشیده است که به حالت نصیحت قرار گرفته است. دست راست این نقش به حالت نیایش به سمت بالا قرار گرفته است (که نشانه بارز یکتاپرستی ایرانیان است) و در دست چپ این شخص یک حلقه قرار گرفته است که نشان عهد که همان حلقه عهد و دوستی یا حلقه پیمان است ، حلقه ازدواج و اعتقاد ایرانیان به ازدواج در کل دنیا نیز محسوب می شود ، است.

در بال فروهر از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده اعتقادات زرتشتیان که انسان را به اوج و افتخار میرساند یعنی: گفتار نیک و پندار نیک (اندیشه نیک) و کردار نیک است و دم وی هم از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده گفتاربد و کرداربد و پندار بد است که همین افکار بد اسان را به سوقط و تباهی می کشد و کنار دم وی هم دو شاخک وجود دارد که شاخک سمت راست نشان نیکی و شاخک سمت چپ نشان بدی است و دایره ای که مرکز این نقش قرار دارد ، که نشان دنیا باقی و روح و روان است و شاید هم اینکه دنیا بر اساس اعتقادات و کارهای آدمی می چرخد ، است و حلقه ای در دست که همان حلقه عهد و پیمان می باشد و هنوز در قبایل سرخپوست برای بستن قرارداد بین دو گروه با هم بسته می شود و جالب اینجاست که بدانیم همین حلقه های نامزدی و ازدواج نیز همین حلقه عهد است که زوجهای جوان آن را در دست می کنند . (توضیحات بیشتر از حوصله این بحث خارج است)

 

اگر تاكنون به تخت جمشيد مسافرت كرده باشيد متوجه شده ايد كه در تمامى پلكان ها و بيشتر قسمتهاى درونى كاخ ها (كه هنوز سالم مانده و قابل تشخيص است) و همچنين در سردر آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد (كه اكنون قابل تشخيص نيست) گل هاى 12 پرى نقش شده اند

كه دلايل مختلفى مبنى بر خوب بودن و مقدس بودن آنها بيان شده كه مهمترين آنها اين است: عدد 12 جزء معدود اعدادى است كه به 4 عدد تك رقمى قابل تقسيم است (2 و 6 و 3 و 4) و عددى است كه هم عدد ماقبل آن (11) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است و هم عدد بعد آن (13) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است. 

همانطور كه گفته شد عدد 12 براى ايرانيان قديم به ويژه در عصر هخامنشيان بسيار عدد خوب و جالبى بوده اما بحث بعدى ما عدد 13 است ، كه متاسفانه در كشور ما عددى نحس محسوب مى شود ؛ اين مسئله را غربى ها (به علت اينكه خودشان به نحسى اين عدد اعتقاد داشتند) وارد كشور ما كردند و عملا يك تهاجم فرهنگى به راه انداختند. در حالى كه در جامعه ما (به ويژه در عصر هخامنشيان) اعتقاد بر اين بوده كه انسان در سيزدهمين روز از پيدايش خلقت و از پيوند خوردن ساقه دو گياه سبز و نازك (منظور سبزه اى است كه هنوز در سفره هفت سين وجود دارد) به وجود آمده و به همين دليل سيزدهمين روز از سال نو ر جشن مى گرفته اند و براى اين كه آن سال برايشان سرچشمه موفقيت ها شود ساقه دو گياه (سبزه) را به هم گره مى زدند و اگر دخترانى كه ديگر وقت ازدواجشان بود و از خداوند شوهرى خوب را طلب مى كردند ، اين كار را با دقت و وسواس بيشترى انجام مى دادند. پس بياييم روز 13 فروردين را به خاطر نحسى به دامن طبيعت نرويم ، بلكه به خاطر پاكى اين روز به دامن طبيعت رفته و اين روز را جشن بگيريم.



نوع مطلب :
برچسب ها : فروهر, سایت نج یابی زرتشت اتشکده موبدان روحانی مغ روخانی,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393

غارهای طبیعی و دست ساز:

 

از آنجایی که یکی از مشکلات گنج یابان اشتباه در نظر گرفتن غارهای دست ساز با غارهای طبیعی است.لطفا این مقاله را مطالعه کنید تا دیدتان نسبت به غارهای و دفینه های آنها وسیع تر شود.

عوامل مختلفی باعث پیدایش و شکل گیری غارها می شوند. این عوامل می توانند فرایندهای شیمیایی، فرسایش آب، نیروهای زمین ساختی (تکتونیکی)، میکروارگانیسمها، فشار، تاثیرات اتمسفری، حفاریهای انسان و ... باشند. غارها را می توان از جنبه های گوناگونی دسته بندی کرد، که در ذیل به اجمال به آنها می پردازیم:


1- از نظر جنس سنگهای محیطی:

  • غارهای آهکی (سنگ آهک، دولومیت، ماربل)

  • غارهای گچی

  • غارهای گدازه ای (ماگمایی)

2- از نظر ریخت شناسی (مورفولوژی) و ساختار هندسی:

  • غارهای افقی که شامل تونلهای افقی نزدیک به هم هستند.

    • غارهای شکافی که شامل تنها یک شکاف در سنگ یا صخره هستند.

  • غارهای عمودی که شامل چاه یا چاههایی هستند که با هم مرتبط هستند و فاصله نزدیکی به هم دارند.

  • سیستمهای غاری که بخاطر بزرگی ویژگیهای مختلفی را با هم دارا هستند.

تفکیک غارهای افقی و عمودی صرفا برای غارهای کوچک است که در آنها یک تونل و یا یک چاه وجود دارد در اکثر غارها، بخاطر فضای بزرگ و تعدد تونلها و چاهها، سیستم غاری وجود دارد.


3- از نظر زمان پیدایش:

  • غارهای اولیه که در فضای بین سنگها و صخره ها (در زمان شکل گیری آنها) بوجود می آیند مانند تونلهای گدازه ای یا غارهای توفا (Tufa)
    توفا :سنگهای رسوبی هستند که از رسوب لايه های نازک کربنات کلسيم يا به مقدار کمتر سيليس در اطراف چشمه های آب شور و يا به صورت پوششی در اطراف استالاکتيت ها يا استالاگميت ها تشکيل می شوند.

  • غارهای ثانویه که بعد از پیدایش سنگها و صخره ها و در اثر عوامل غارزا بوجود می آیند، اکثر غارهای جهان جزو غارهای ثانویه محسوب می شوند.

  • غارهای رده سوم که بر اثر متلاشی شدن غارهای دیگر بوجود می آیند.

4- از نظر عمر سنگ:


این دسته بندی برای غارهای آهکی بکار می رود، آهک، سنگی رسوبی است و یکی از مشخصه های اصلی آن، زمان پیدایش می باشد.

  • آهکهای جدید (اخیر) یا توفا که در سراسر جهان یافت می شوند.

  • آهکهای ژوراسیک

  • آهکهای دونین (Devonian)

ژوراسیک یکی از دوره ها در دوران دوم زمین شناسی است، طول دوره ژوراسیک 60 میلیون سال است.
دونین
یکی از دوره ها در دوران اول زمین شناسی است، دوره دونین از 408 تا 360 میلیون سال پیش به طول انجامیده است.


5- از نظر روش شکل گیری:


که در بخش غارهای طبیعی به آن پرداخته شده است.

در اکثر منابع و مراجع داخلی، دسته بندی خاصی صورت گرفته است، که در این قسمت به آن می پردازیم، در این دسته بندی غارها به دو گروه زیر تقسیم می شوند:


1- غارهای طبیعی
2- غارهای دستکنده (دست کن، مصنوعی)


البته شاید بتوان گروه سومی هم در نظر گرفت و آن گروه
غارهای طبیعی-دستکنده (مانند غار کرفتو) می باشد. این نوع غارها معمولا منشاء طبیعی دارند که بعدها توسط بشر و برای مقاصد گوناگون حفاری و حجاری شده اند، ولی با توجه به اینکه می توان این نوع غارها را از زاویه غارهای طبیعی و دست کنده به تفکیک بررسی کرد از ذکر تفصیلی آنها صرفنظر می کنیم.

1- غارهای طبیعی:

1-1- غارهای انحلالی:

این نوع غارها در مناطقی که جنس آنها قابل حل شدن است، زایش می یابند. جنس این مناطق می تواند سنگ آهک، سنگ گچ، دولومیت، نمک، ماربل و ... باشد. نحوه پیدایش این نوع از غارهای طبیعی را می توان به مراحل زیر تفکیک کرد:

  • ترکیب آبهای سطحی و باران با موادی در سطح یا درون زمین (کانیها یا گازها)

  • پدید آمدن ترکیبات حلال (معمولا اسیدهای ضعیف)

  • رسوخ و نفوذ ترکیبات حلال به درون زمین

  • تهی شدن فضاهای خاصی در داخل زمین (معمولا فضاهای خالی قبلی یا مناطق مستعد انحلال)

  • رسوب گذاری ترکیبات حلال و زایش غار سنگها و اشکال مختلف

مناطق آهکی از مستعدترین مناطق برای پیدایش غارهای آهکی هستند، از اینرو در این نوع مناطق، غارهای زیادی دیده می شوند یا امکان اکتشاف آنها وجود دارد. ترکیب آبهای سطحی یا باران با دی اکسید کربن موجود در هوا یا لایه های بالاتر سطح زمین این مناطق تشکیل اسید کربنیک (H2CO3) ضعیفی را می دهد که همان ترکیب حلال تشکیل دهنده غارهای انحلالی می باشد. البته ترکیبات اسیدی دیگری نیز معمولا در این مناطق در تشکیل غارها نقش دارند. در مناطق گچی بخاطر قابلیت حل بالای گچ، دی اکسید کربن نقش عمده ای ندارد.
پدیده انحلال در سازندهای آهکی، باعث بوجود آمدن مناطقی می شود که به آن مناطق
کارستی می گوییم. یکی از ویژگیهای این مناطق وجود سفره های آب زیر زمینی می باشد.
از ویژگیهای خاص غارهای انحلالی در مناطق آهکی، وجود چکنده ها، چکیده ها، ستونهای سنگی و ... در آنهاست که بر اثر رسوبات ترکیبات حلال بوجود می آیند.
وجود املاح و کانیهای مختلف در منطقه باعث ايجاد رنگ های متنوعی در غارسنگها می شود: سياه رنگ (آهنی)، سبز رنگ (مسی)، قرمز رنگ (هماتيت)، سياه رنگ (زغال سنگ) و يا نارنجی متمايل به قرمز رنگ (جيوه)
درصد زیادی از غارهای جهان و ایران در زمره غارهای انحلالی بشمار می روند، که می توان به غارهای علی سرد (علی صدر)، سراب، ترنگ، ... اشاره کرد.


روال پیدایش غارهای انحلالی معمولا یکسان است و عموما در مناطق آهکی و با ترکیبات اسید کربنیک بوجود می آیند ولی موارد استثنایی نیز در جهان وجود دارند. از شاخص ترین این غارها، غار Lechuguilla در ایالت New Mexico امریکا و غار Carlsbad در نزدیکی آن، از جمله موارد غارهای انحلالی هستند که زایش آنها تفاوتهایی با دیگر غارهایی از این دست دارند. گاز سولفید هیدروژن (H2S) که از منابع نفتی اعماق زمین متصاعد می شود در ترکیب با آب، اسید سولفوریک (H2SO4) تولید می کند، اسید سولفوریک بعنوان ترکیب حلال از پایین، سنگهای آهکی را حل می کند و باعث پیدایش این غارها شده است. این دو غار از زیباترین غارهای جهان بشمار می روند.

غار Lechuguilla :

 

 


1-2- غارهای صخره ای:

این نوع غار معمولا در شکافهای صخره ای که حاصل شکست گسلها و یا فرو افتادن قطعات سنگی بزرگ است بوجود می آید که معمولا بخودی خود وسعت بزرگی ندارند. غارهای صخره ای را می توان جزء غارهای اولیه دانست زیرا در بسیاری از موارد این شکافهای صخره ای مبدا پیدایش انواع دیگر غار مانند غارهای فرسایشی و یا حتی انحلالی می باشند.

1-3- غارهای آتشفشانی (ماگمایی، گدازه ای):

این نوع غارهای طبیعی براساس فعالیتهای آتشفشانی بوجود می آیند، وقتی گدازه های آتشفشانی در یک سراشیبی حرکت می کنند، سطح گدازه ها سرد و سخت می شود، بخش داغ گدازه ها به حرکت خود در زیر پوسته سخت ادامه میدهد، اگر بیشتر گدازه های مایع از زیر پوسته خارج شوند، یک تونل بوجود می آید که این فضای توخالی غار را شکل میدهد.

غارهای آتشفشانی را نیز می توان جزء غارهای اولیه دانست. غارهای آتشفشانی خود به انواع مختلفی تقسیم می شوند که می توان به غارهای Volcanic rift، Inflationary، Lava mold و ... اشاره کرد.

 

 


1-4- غارهای دریایی:

غارهای دریایی معمولا در سواحل بوجود می آیند و علت اصلی پیدایش آنها، فرسایش امواج آب در نقاط سست ساحل می باشد،

البته در برخی موارد، غارها منشاء زایش متفاوتی دارند ولی عامل فرسایش در شکل گیری غار در طول زمان تاثیر داشته است.

 

 

 

1-5- غارهای فرسایشی:

عامل فرسایش نقش مهمی در شکل گیری و ایجاد این نوع از غارها دارد، عامل فرساینده می تواند جریان آب یا باد باشد. غارهایی که عامل باد در فرسایش آنها تاثیر داشته است به غارهای بادی معروف هستند.
معمولا نقاط سست و ضعیف بیشتر فرسایش می یابند.

1-6- غارهای یخی و یخچالی:

ذوب شدن یخ، جریان آب و حرکت تدریجی توده های یخی در مناطق یخچالی باعث بوجود آمدن فضاهایی خالی در میان یخچال می شود که به آنها غارهای یخچالی گفته می شود، یکی از ویژگیهای این نوع غار، تغییر تدریجی شکل غار و ابعاد آنها است.


غارهای یخی: هر فضای غار شکل که توده های یخ دائمی داشته باشد، غار یخی نامیده می شود، از اینرو، غارهای یخچالی را نیز می توان غار یخی دانست.
غار یخ در منطقه دنا را می توان بعنوان نمونه ای از غارهای یخچالی در ایران نام برد.

 

 

2- غارهای دستکنده (دست کن، مصنوعی):

این دسته از غارها، بوسیله حجاری بشر بوجود آمده اند که معمولا بخاطر ساخت محل سکونت، پناهگاه، دژ نظامی و دفاعی، نیایشگاه، معدن و ... ساخته شده اند، غارهای دستکنده یا در محل غارهای طبیعی و با تغییراتی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر یا بطور کلی در زیر سطح زمین و یا در صخره ها و کوه ها بوجود آمده اند. در ایران، غارهای دستکنده متعددی وجود دارد که از آن میان می توان به غارهای نیاسر، قلعه جوق، اصله، چله خانه و ... اشاره کرد.

غارهای مصنوعی

  غارهایی هستند که توسط انسان بصورت حفره هایی در دل صخره ها بوجود آمده اند و معمولا

هدف اصلی از ساخت آنها عبارت است از :

  1- زندگی انسانها

  2- استفاده نظامی

  3- عبادتگاه

  4- معادن



نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم، آنستکه لزوما یک غار فقط با یک فرآیند بوجود نمی آید و گاه عوامل متعددی در پیدایش و شکل گیری غار موثرند.

رنگ رسوبات آهکی

  در صورتی که آب اسید دار هنگام عبور از لایه های آهکی با رگه هایی از فلزات و مواد معدنی

  دیگر برخورد کند مقداری از آن مواد را حل کرده و به همراه خود می برد و در هنگام رسوب گذاری

  بسته به جنس مواد و املاح حل شده به رنگهای جدیدی دیده می شود .مانند:

  رسوب آهک : سفید شیری

  رسوب گوگرد: زرد

  رسوب آهن: سیاه

  رسوب مس: سبز زنگاری

  رسوب گل رس: قرمز

  رسوب زغال سنگ: سیاه

  رسوب جیوه: نارنجی مایل به قرمز

      

      " فراموش نکنیم که هنگام ورود و بازدید از غار مواظب غار سنگها باشیم "

 

 

                             استالاگتیت - چشمه شیرین- بدره - ایلام

 

 



نوع مطلب :
برچسب ها : ,
          
پنجشنبه 8 خرداد 1393


صفحه قبل 1 صفحه بعد


عضویت سریع
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *
خبرنامه
جعبه پیام



جستجو
آمار وبلاگ
  • آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 10
  • بازدید دیروز : 108
  • بازدید هفته گذشته : 311
  • بازدید ماه گذشته : 2355
  • بازدید سال گذشته : 23317
  • کل بازدید : 23317
  • کل مطالب : 10
  • نظرات : 4
  • رنک گوگل :
امکانات جانبی
طراحی: مای تم - قدرت گرفته از: سرویس وبلاگدهی ایران